درامد

تو به من خندیدی

ونمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب الوده به من کردنگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من ارام ارام

خش خش گام تو تکرار کنان

میدهد ازارم

ومن اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا خانه ی گوچک ما

سیب نداشت

حمید مصدق

/ 2 نظر / 12 بازدید
shabnam

salam dost man.motmaen hastam moafagh mishi.[لبخند][چشمک]

مدیر یت وبلاگ آمیتیدا : علی قر یشی

با درودی فراوان خیلی خوشحالم از اینکه یه جمع ما پیوستی منم تازه شروع کردم اگه دوست داشته باشی با هم تبادل لینک کنیم منو با مشخصات زیر لینک کن : شما دوست دارید با چه مشخصاتی لینک شوید آدرس لینک : Depressed.PersianBlog.Ir عنوان لینک : آمیتیدا توضیحات : دست نوشته های علی قریشی موفق باشید