داستان جالب سنجش

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلفن هل داد. بر روی جعبه رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره. مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد.

پسرک پرسید: «خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن های حیاط خانه تان را به من بسپارید؟»

زن پاسخ داد: «کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد.»

پسرک گفت: «خانم، من این کار را با نصف قیمتی که او می دهد انجام خواهم داد.»

زن در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.

پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد: «خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو می کنم. در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید داشت.» مجددا زن پاسخش منفی بود.

پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: «پسر…، از رفتارت خوشم آمد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری به تو بدهم.»

پسر جوان جواب داد: «نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم. من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کند.»

 

منبع سایت روزه شادی

/ 30 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی

[گل]

مثل هیچ کس

خواستم اطلاع رسانی کنم الان نیلو خانم مسافرت و نمیتونه اپ کنه[پلک] ولی تا شنبه میاد امیدوارم با مطلبی از دادا احسان اپ کنه[رویا]

شبنم

مثل همیشه عالی بود.[قلب][هورا][لبخند]

ماشا

سلام دوست من. وبلاگت را خواندم و لذت بردم. به من سر بزن و نظرت را بنویس منتظرت هستم.

علی

سلام کجایی نیستی به روزم هر جا هستی موفق باشی[گل]

دل تنگ

سلام نیلوفر جان، خوبی؟ زهره ام. خیلی وب لاگت قشنگه، بازهم سر میزنم، دوستت دارم:*. بدرود

همسفردل

همسفردل با مطلبی جدید آدمی دو قلب دارد...(خواندنی) قلب دوم تو بشناس

پدرام

سلام وب خیلی قشنگی داری. ممنون میشم بهم سر بزنی. منتظرتم.