*مثل هیچکس*

*من ان نیم که حلال از حرام نشناسم شراب با تو حلال است و اب بی تو حرام*

پشتم لرزید
آن زمان که سرمای مرگ
را احساس کردم
گریه کردم
که می دانم هیچ چشمی
بر مرگ من نمی گرید
کسی برای قبر من
سنگی نمی تراشد
پس وصیت می کنم ،
تمام نداشته هایم را
تمام تنهایی هایم را
تمام اشک هایم را
و تمام آرزو هایی که
تا ابد آرزو می مانند
با یک سلام و یک خداحافظ ...
آغاز و پایانی بی نظیر را
در یک عمر انتظار مهر و موم می کنم
یک عمر آشفتگی و اشک
با گریه متولد شدم
و در گریه پایانم ...
 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٠/٢ساعت ۱:٤٦ ‎ق.ظ توسط niloofar| نظرات ()



      قالب ساز آنلاین